قدیمی ترین قدیمی خود سوباتان است .

سوباتان یکی از مناطق تاریخی شهرستان تالش است که وجود گورهای کلان سنگی دلیل این مدعی است ولی نزدیکی سوباتان به مناطق تاریخی ثبت شده ای همچون آق اولر – مریان و منطقه ییلاقی طول که آثار کشف شده در آنها قدمت 5 الی 7 هزار ساله را اثبات می کند ، سوباتان را در سایه قرار داده و متاسفانه کاوش علمی خاصی بر روی آثار موجود انجام نگرفته است . حداقل وجود گورهای کلان سنگی در منطقه قوری دره سوباتان این واقعیت را اثبات می کند که تاریخ تمدن سوباتان به قبل از اسلام بر می گردد .

یکی دیگر از آثار تاریخی سوباتان قبرستان زیری در 3 کیلومتری شرق سوباتان است که قدمت این منطقه را به تاریخ قبل از اسلام می رساند .

نمائی از یک گور کلان سنگی تخریب شده در قوری دره سوباتان و توضیحات استاد رضاقلی پور از این اثر تاریخی

از اینها که بگذریم چهره های قدیمی سوباتان است که آشنایی با آنها نیز خالی از لطف نیست :

یداله عظیمی هره دشت فرزند فتح اله نوه عبدالعظیم (برادر شهید مشروطیت ملا عزیز شریعتمدار هره دشتی) متولد سال 1300 هجری شمسی با 93 سال سن یکی از قدیمی ترین چهره های سوباتان است که به تعداد تابستانهای عمرش در سوباتان زندگی کرده و به دلیل باسواد بودن تاریخ گویای سوباتان محسوب می شود . او تحصیلات خود را ابتدا پیش پدر و سپس پیش میرزا ایمانقلیو بعد پیش میزا مهدی گیلک و نهایتاً در مدرسه ای در مجاورت گمرک لیسار واقع در ساحل محمودآباد نزد مرحوم قسمت سیف الهی فخر آستارایی که که پدر این معلم کارمند گمرک ساحل محمودآباد بوده ادامه داده است . ایشان می فرمایند ما در کلاس اول ابتدائی الفبا و حروف ابجدی و مقدمات دینی را آموختیم و در سال دوم ابتدائی کتاب گلستان سعدی را آموختیم بطوری که دیباچه گلستان را که حدود سی صفحه است و امروزه در دانشگاهها به دانشجویان ادبیات فارسی تدریس می شود حفظ کرده بودیم .

سینه ارزشمند این پیر فرهیخته مالامال از اطلاعات تاریخی منطفه است . ارزشمند ترین اخبار نهفته در سینه پاک او اطلاعاتی است که در خصوص زندگانی و مبارزات شهید مشروطیت تالش یعنی ملا عزیز شریعتمدار هره دشتی به نقل از پدرش مرحوم فتح اله که از یاران آن شهید بزرگوار بوده بیان می کند . تفصیل این اطلاعات در معرفی ملاعزیز ذکر شده است .

استا قربان عبدالعلی پناه خیاط پیر دیگری است که 88 سال سن دارد او که امروزه دوران پیری خود را در بستر بیماری بهمراه همس پیرش در روستای هره دشت شمالی ودر همسایگی یداله عظیمی می گذراند بیش از 50 سال خیاط عشایر و دامداران سوباتانی بوده و خاطرات شیرینی از دوران در دل خود دارد. اُستا قربان می گوید اتداء 4 سال در نزد عزیزآقا حیدریان شاگردی کردم و پس از آموختن خیاطی برای خودم در بازار هره دشت شمالی دکان خیاطی باز کردم و بهار و تابستان نیز به سوباتان می رفتم و در بازا سوباتان مغازه خیاطی داشتم و بعضی وقتها هم دامداران عشایر مرا بهمراه چرخ خیاطی و سایر وسایلم به روستاهای ییلاقی خود می بردندند و در محل سیاه چادری را برایم اختصاص می دادند و من ماهها برای اهالی آن محل کت وشلوار و کلاه و باشلوق و جلیقه شال می دوختم . ایشان می گوید آن زمان پارچه های امروزه معمول نبود و مردم عموماً لباس شال می پوشیدند .او می گوید بعضی وقتها بزرگان خانواده 3 یا 4 طاقه شال به مغازه من می آوردندو من چندین دست لباس شال برای اعضای خانوده می دوختم .  اُستا قربان می گوید زمانیکه بین تالشها و شاهسونها بخاطر مرتع و چراگاه درگیری و جنگ مسلحانه رخ داد من برای خیاطی به روستای عشایری عناف رفته بودم و آن در گیری را از نزدیک دیدم که بسیار هولناک بود و در آن در گیری یک نفر نیز کشته شد .

(ملاقات پنجشنبه 12 دی 92)

سوباتان ییلاقی است که تا دهه های اخیر راه ماشین رو نداشت و لذا رفت و آمدها همه با چهارپایان انجام می شد و لذا شغل پالان دوزی در این منطقه رونق بسیاری داشت . کربلایی پیری تنها باز مانده این صنعتگران سنتی منطقه است که بیش از 50 سال است که به این شغل مشغول است . او می گوید با آمدن ماشین کار پالان دوزی از رونق افتاده ولی خدا را شکر که هنوز دامداران چند تایی پالان سفارش می دهند و ما هم با آن امرار معاش می کنیم .

حاج نبی باقری قدیمی ترین بازاری سوباتان است . او حدود 100 سال سن دارد که همه عمرش را در سوباتان زندگی کرده و از اولین بازاریان سوباتان می باشد . نبی عمو از مردان خیر و پر تلاش در امور خیر در منطقه است . ایشان تلاش زیادی در باسازی ساختمان مسجد ، لوله کشی آب منطقه و مسجد و …..داشته و دارد . نبی عمو در حال حاضر سخت پیگری برق سوباتان است او آرزو دارد قبل از مرگش برق را در سوباتان ببیند .

یکی دیگر از چهره های قدیمی منطقه ، خیاط سوباتان است که حدود 60 سال است که مشغول دوخت لباسهای پشمی می باشد . معروف خیاطی که از نوجوانی به این شغل اشتغال دارد تنها خیاط لباسهای پشمی است که در سوباتان کار می کند . او نیز مانند پالان دوز کم شدن استقبال مردم از شغلش و از جایگزینی لباسهای لی و پارچه ای بجای لباسهای پشمی گله دارد و می گوید امروزه حتی چوپانها با لباس لی گله داری می کنند و متاسفانه از لباسهای شال قدیم خبری نیست . او می گوید در گذشته های نه چندان دور در هر تابستان دهها دست کت و شلوار پشمی و جلیقه و کلاه پشمی و حتی باشلوق پشمی که در هوای سرد و باران و برف مورد استفاده دامداران قرار می گرفت را می دوختم و در کنار شغل خیاطی ، مشاغل دیگری چون پشم ریسی ، رنگرزی و شال بافی نیز رونق فراوانی داشت . ولی متاسفانه این مشاغل نیز از بین رفته و من بیشتر کلاه و جلیقه پشمی می دوزم که بخشی از آنها را هم گردشگران می خرند . البته جورابهای پشمی دستباف زنان دامدار نیز مشتریان خوبی در میان گردشگران دارد .

یکی از مشاغل سنتی سوباتان که هنوز رونق فراوانی دارد قصابی است . کباب بره سوباتان بقدری خوش مزه است که به یکی از جاذبه های این منطقه تبدیل شده و مسافران علاوه بر خوردن کباب مقداری گوشت بره بعنوان سوغاتی سوباتان بهمراه می برند . در سوباتان بیش از 10 قصابی مشغول به کار هستند . قصاب قدیمی این منطقه کربلائی محمود رجبی است که کباب بره او در بازار سوباتان طرفدار زیادی دارد . کربلائی محمود از نبود کشتارگاه بهداشتی شدیداً نگران است و می گوید اگر دهیاری اقدامی برای این کار بکند ، حاضر است بهمراه همه قصابهای سوباتان هر همکاری را بنماید تا این صحنه های ناخوشایند از بین برود .

دامدار پیر سوباتان محمد عزیز حسنی ، حدود 100 سال است که در سوباتان زندگی می کند . او از کودکی همراه خانواده خود در این منطقه دامداری می کرده و خاطرات تلخ و شیرین فراوانی را از سوباتان در دل دارد . خصوضاً از زمانیکه زمستانها را نیز در میان برف سنگین 2 الی 3 متری در سوباتان سپری می کردند .محمد عزیز عمو بدلیل کهولت سن در بستر بیماری است . (تابستان91 ).

در سوباتان زنان قدیمی و مسنی نیز زندگی می کنند که گنجینه یک قرن خاطرات تلخ و شیرین زندگی در این ییلاق زیبا هستند . یکی از این مادران پیر ” جیران خالا” بیوه مرحوم اصلان آخشامه است . جیران خالا حدود 90 سال سن دارد و همیشه اوایل بهار به سوباتان کوچ کرده و تا اوسط پاییز در آنجا زندگی می کند .او هم اکنون نیز به شغل با برکت دامداری مشغول است .

 

شوهر جیران خالا که یکی از خادمین سخت کوش مسجد جامع سوباتان بود و در بازسازی ساختمان فعلی مسجد همراه جمعی از ریش سفیدان و هیئت امنا تلاشهای فراوانی کرد ، چند سال پیش به رحمت خدا رفته و جیران خالا را تنها گذاشت . اصلان عمو به قدری به مسجد سوباتان علاقه داشت که به فرزندانش وصیت کرده بود جنازه اش را در حیاط مسجد دفن کنند و آنها نیز به این وصیت عمل کردند .